سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

357

تاريخ ايران ( فارسى )

پايتخت اين ايالت در آنوقت ( فاراه ) و در كنار رودخانه‌اى بوده است كه به همين اسم خوانده ميشد و آن هنوز خالى از اهميت نبوده است ولى مركز جمعيت ايالتى بايستى هميشه در مصب هيلمند بوده باشد ، اين رودخانه مجراى خود را باختلاف اوقات تغيير داده و تا از روى علم آثار عتيقه ( كه قريبا به آنجا خواهد رسيد ) چيزى در اين باب بدست نيايد نميتوان درست تشخيص داد مصبى كه محل اجتماع مردم بود آنوقت در كدام نقطه بوده است ، سرهنرىماك‌ماهون « 1 » كه اقوالش محل وثوق مىباشد از بعضى منابع چنين استنباط كرده كه آن مصب ( تراكان ) است و خرابه‌هاى رامرود را پايتخت آرىاسپا « 2 » معين نموده كه مقدونيها بعد از ( درانگيانا ) به آنجا رفته‌اند . مينويسند كه كوروش اين طايفه را در ازاى كمكى كه به او نموده بودند بلقب باافتخار آورگت يا خيّر خواند و اسكندر نيز آنها را عزت نموده بر وسعت اراضى آنها افزود . اين آخرين نقطهء جنوب است كه اسكندر در مشرق ايران به آنجا رسيد ، قسمت بزرگى از لوت سيستان را از ايالت كرمانيا يا كرمان جدا مىكند كه در مراجعت از هندوستان از آن عبور نمود ، اكنون اسكندر به طرف مشرق رانده و از آراكوسيا « 3 » كه ناحيه‌ايست در وسط هيلمند گذشت و محتمل است كه در محل جيريشك كنونى از رودخانه گذشته بشاهراهى كه از زمان خيلى قديم معمول بوده به ارقنداب رسيده و در آنجا اسكندريهء ديگرى بنا نمود كه قندهار امروزيست . از آنجا تقريبا به طرف شمال برگشته از جاده‌اى كه هميشه راه متداول عمومى بوده به كابل رسيد . همين راه ولى از سمت مقابل آن پس از زياده از دو هزار سال لگدكوب لشكر اروپائى ديگر يعنى قواى انگليس در تحت اقتدار لرد روبرت « 4 » گرديد .

--> ( 1 ) - مراجعه شود به « بازديد و اكتشافات جديد در سيستان » در مجلهء انجمن جغرافيائى سلطنتى شمارهء سپتامبر 1906 . تت در تذكرهء خود راجع به سيستان در قسمت ( 1 ) صفحهء 8 طايفهء دها را با اورگت‌ها يكى دانسته است ، كتاب مزبور مشتمل بر يكرشته اطلاعات گرانبهائى است كه خودش مستقلا جمع‌آورى كرده است « مؤلف » . ( 2 ) - Ariaspae . ( 3 ) - Arachosia . ( 4 ) - Roberts .